سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
دلم هوای تو کرده است!! بگو چه چاره کنم
[پیمان] دوستی را نگه دار، گرچه دیگری آن را نگه ندارد . [امام علی علیه السلام]
دلم هوای تو کرده است!! بگو چه چاره کنم

پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟


     با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو...


 گفتم به خاطر هیچ کس


 پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟


 با اینکه دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو...


 گفتم بخاطر هیچ چیز


پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟


 در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود


 گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط علاء 20/12/90:: 5:1 عصر     |     () نظر

ای خدای مهربون، خدا جون، توبه من میگی بمون،ولی کجا؟ باکی؟ اخه چطوری،بدون اون؟!                                                                                         تودیگه چرا؟عزیزم، تو که رب العالمینی ،توکه خالق سماو هم زمینی، چشمای منو ببین، چه خیسه خیسه! دستای منو، که خالی شده از اون، اقا جون، حالا تو، بهش میگی پیشم بمونه؟ میتونی کاری کنی که اون بدونه؟ برای من، هنوزم گل یاس مهربونه.اما حالا، که دیگه تنهام گذاشته، سردمه ،خرابشم ،احساس غربت میکنم . میشه ازت چیزی بخوام، اخه من خوب میدونم حرف تورا گوش میکنه ،یه جوری یواشکی که ان ندونه،برو تودلش نگاه کن ،جایی از من میبینی؟ نه؟!! نمیخوای برام بگی کی جای من بود؟ مونس من، خداجون، دلت برام سوخت؟ یا د ته یه روز،من واون، پیش روت نشسته بودیم ؟ تو به من نگاه میکردی، من به چشما ی اون، تو ، به من اشاره کردی که بگو بزار بدونه،! هرچه خوبی توی دنیا است، مال یاس مهربونه، اسمان گرفته بود، ماه من ،مهتاب من، روبروم نشسته بود. من با هاش حرف میزدم، براش میگفتم، یکی بود، یکی نبود، زیر این سقف کبود، یه غریب اشنا دل وجانمو ربود،این جوری نگام نکن گل یاس مهربون،اون غریبه خود تی همیشه باهام بمون.حالا ان یاس سفید عوض شده، زندگی بدون او برای من عبث شده.            


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط علاء 20/2/90:: 3:34 عصر     |     () نظر

سلام مهتاب من، خوبی؟ جواب منو اینجوری میدی دیگه؟! باشه.......                        


حتما فکر میکنی اینا رو مینویسم که دلت بسوزه بیایی سراغم؟ اره؟! نه !!                            میدونم که دیگه همه چیز تمام شده، بقول خودت دیگه خیلی دیر شده، اما سرزنشم نکن،ادم به امید زنده است هرچند فراموش کردن بعضی چیز ها در زندگی کار ساده ای نیست! اره خیلی سخته ،خیلی.!!! اصلا چرا باید فراموشت کنم؟ جسم وروحت مال من نیست، خاطراتت رو که از من نگرفته اند (چون میسر نیست من را کام تو، عشق بازی میکنم بایاد تو !) ببینم چرا باید خاطراتی به ان خوبی را از یاد ببرم ؟ ،نه ! هر گز از یاد نخواهم برد. میپرسی چرا ؟ چون هیج وقت بدون تو زندگی نمی کنم، تو همیشه بامن هستی، نگاهت میکنم، باهات حرف میزنم ومثل انروزها بهم درس میدی! تو نباشی باکی..... بخونم؟؟؟ حرفهای خنده دار میزنم نه؟ اما تورا به خدا تو به من نخند.باشه!!


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط علاء 13/2/90:: 12:52 عصر     |     () نظر



چگونه باز به ماتم نشست خانه ما


هزار نفرین باد


به دستهای پلیدی


که سنگ تفرقه افکند در میانه ما



 


درد هجری کشیده ام که مپرس


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط علاء 10/2/90:: 7:2 عصر     |     () نظر